دل نوشته های آخر دی ماه . . . . .

سلام،

خوبی؟

امروز آخرین روز از اولین ماه زمستان هست،

خوشبختانه امتحان های این ترم هم تمام شد، فقط یکی از امتحان ها انگار بدون توجه نمره داده شده و معلدم رو پایین میاره، خدا کنه که اون یکی نمره ام که هنوز زده نشده بالا باشه تا بتونم معدلم رو به حد نصاب برسونم،

میدونی، خیلی وقت هست که کم حوصله شدی و با این که بارها این رو به من گفتی ولی بی طاقتی من مهلت نمی داد و دوست داشتم مثل قبل تمام لحظه ها رو با تو صحبت بکنم،

متوجه میشم که چی میگی ولی دلم طاقت نداشت،

دیگه از دیروز تصمیم گرفتم به حرفت گوش بدم و کم تر باشم فقط به چند دلیل،

اول احترام به حرف تو،

دوم این که شاید دلت برام تنگ شد،

بعد هم این که بهونه دستت ندم تا بعد دوباره بگی به درد هم نمی خوریم،

بدون اون قدر ها هم حرف گوش نکن نیستم،

فقط دنبال راه هایی هستم که بتونم خوشحالی تو رو فراهم بکنم،

تحمل حرف نزدن با تو برام خیلی سخت هست،

ببینم خودت سراغم رو میگیری یا من باید بازم بیام باهات صحبت بکنم،

توی زندگی خیلی جاها اشتباه می کنیم،

یک وقت هایی یک راهی رو آروم و با احتیاط میریم که ببینیم راه رو درست اومدیم؟

این راهی که من اومدم درست بود،

یک جمله ای هست می دونم که شنیدیش که میگه تو نسبت به فردی که به خودت علاقه مندش کردی مسئول هستی،

یکم هوای من رو داشته باش،

زندگی کوتاه تر از اون هست که منتظر گذشتن لحظه ها باشیم،

تو باشی همه چیز خوب میشه،

+ امروز هفتم بهمن ماه هست،

پست جدید نزدم گفتم حرف ها امروز رو ادامه ی دل نوشته ام بنویسم،

می دونستم کم حوصله شدنت یک دلیلی داره،

دقیقاً همون چیزی که خودت دیشب گفتی،

میدونی مشکل تو این هست که چشمت رو روی حقیقت بستی،

به جای دیدن راه های ممکن ساده ترین راه رو انتخاب کردی،

بهت فرصت دادم فکر بکنی و واقعاً این رو از تو میخوام،

با این که خیلی از حرف هایی که بهت گفتم جدید بود ولی این قدر ناراحتم کردی و ذهنم رو به هم ریختی که هر چی می کردم نمی تونستم بقیه ی حرف هام رو به زبان بیارم،

با وجود این که تو این حس من رو تجربه کردی ولی باور نداری،

این من رو ناراحت می کنه که من رو مثل بقیه می دونی،

میگن آخر هر چیزی خوبه، اگه خوب نبود بدون هنوز آخرش نشده،

من منتظر خبرهای خوب هستم،

هر چند از دیشب غرق گریه شدم و شب نخوابی ها و بد خلقی هام از دیشب دوباره شروع شد،

تو باید باشی،

این چیزی هست که من از خدا میخوام،

+ امروز شانزدهم اسفند ماه هست،

یک دفعه یادم افتاد که دو سال پیش چه روزی این وبلاگ رو درست کردم،

امروز دقیقاً دو ساله شدی،

از خدا میخوام از این به بعد اتفاق های خوب این جا نوشته بشه،

خدایا تو خودت داری همه چیز رو می بینی،

خدایا ازت میخوام این بار تو با من راه بیایی،

الهی آمین،

انشاالله . . . . .

 

/ 3 نظر / 9 بازدید
راستگو

مهدی یاوران عزیز به کمپین «ما عاشق محمد هستیم» بپیوندید و تصاویری از خود را با شعارهای مرتبط و با زبانهای مختلف در سایت www.welovemuhammad.org قرار داده و بیانیه سایت را امضا نمایید.

الی

خوشبحالت من امتحانام تموم نشده .خوشحال میشم بهم سربزنیhttp://persianeliblog12.persianblog.ir/

حمید

سلام