دل نوشته های شهریور 1383 . . . . .

سلام،

خوبی؟

امروز دهم شهریور بود،

خدا رو شکر ترم تابستان رو تمام کردم و نمره های درس هایی که گرفته بودم رو هم گرفتم،

این روزها هم مثل بقیه ی روزهایی که گذشت داره خیلی زود می گذره،

این روزها زیاد توی فکر میرم،

زندگی داره خیلی زود می گذره و نمیشه همین طور نشست و هیچ کاری نکرد،

واسه فردایی که معلوم نیست باشیم یا نباشیم،

بهتر هست آدم تا می تونه کار خوب انجام بده تا توی اون دنیا در برابر خدا شرمنده نباشه،

با وجود این که خیلی دلم می خواست این ماه مشهد بریم و هفته ی دیگه که تولد حضرت امام رضا ( ع ) هست مشهد باشیم ولی کار بابا طوری شد که واسه ی مهر ماه بلیط گرفتیم،

خدایا با تمام وجودم و از صمیم قلبم دعا می کنم خواسته ام را برآورده بکنی،

خدایا خیلی ضعیف و کوچیک تر از اون هستم که بتونم بدون کمک تو این راه رو پیش ببرم،

خدایا بگذار توی این چند روز زندگی طوری زندگی بکنم و راهی رو برم که خودم انتخاب می کنم،

خدایا خواهش می کنم،

خدایا به من کمک بکن،

الهی آمین،

انشاالله.

 

/ 0 نظر / 7 بازدید