دل نوشته های اسفند ماه . . . . .

سلام،

خوبی؟

آخرین ماه سال هم خیلی زود گذشت و تا پایان امسال چیزی نمونده،

نمی دونم چرا از وقتی که بزرگ شدم گذر زمان رو بیش تر احساس می کنم،

امروز بازدید بچه های استثنایی رفته بودیم،

من قصد داشتم یک بچه ی نابینا رو برای کار انتخاب بکنم ولی از شانس من یک بچه ی سندروم داون رو انتخاب کردم،

هر چند شاید بعد از تعطیلات عید کارم رو با یک بچه ی دیگه شروع بکنم،

بچه ی ساکتی هست،

زنگ تفریحشون که خورد دیدم آروم رفت و روی لبه ی باغچه نشست،

پیشش نشستم و دستش رو گرفتم و پیش مربیش بردم،

در مورد وضعیتش باهاش صحبت کردم گفت کار کردن باهاشون کار راحتی نیست چون معمولاً صحبت نمی کنن،

با اشاره ی سر حرف های من رو جواب میداد ولی از شانس من شروع به صحبت کردن کرد،

ولی متأسفانه متوجه نمی شدم چی میگه،

دو تا بچه ی بیش فعال و اسکیزوفرن هم بودن که موقع بازی کردن وسیله ها رو سمت هم دیگه پرت می کردن که اتفاقی یکی از وسیله ها نزدیک بود به صورت من بخوره،

امروز روز به یاد موندنی ای بود،

توی این روزهای آخر سال از خدا چند تا چیز میخوام،

خدایا واقعاً تو رو شکر میکنم بابت این تن سالمی که به من دادی،

ضریب هوشی این بچه ها بین پنجاه تا هفتاد بود،

خدایا از این دست بچه ها کم تر بیافرین،

هر چند این ها نشانه هایی هستن واسه آدم های سالمی که شاید شکر نعمت هایی که خدا بهشون داده رو به جا بیارن،

خدایا خیلی دوستت دارم،

می دونم هیچ وقت من رو تنها نمی ذاری ولی باز هم از تو میخوام که همیشه کنار من و همراه من باشی،

خدایا خواهش می کنم به من کمک بکن،

الهی آمین،

ان شاالله.

/ 1 نظر / 6 بازدید
فاطمه

سلام سال نو مبااارک بی صبرانه منتظر ادامه ی ویژگی شخصیت های 9 گانه هستم. مخصووووصا افراد دوستدار شادی دیگران.لطفا سریع اپ کنید.ممنون