روزهای آخر تابستان سال 1393 . . . . .

سلام،

خوبی؟

تابستون هم خیلی زود تمام شد،

این روزها هم مثل تمام روزهایی که گذشت منتظر معجزه ای از طرف خدا هستم،

از امروز ده روز تا مسافرت به مشهد باقی مانده است،

خدایا تو که صدای بنده هات رو توی هر لحظه می شنوی،

خدایا می دونم که الان هم داری صدای من رو می شنوی،

خدایا خودت به بزرگی خودت این روزها رو به خوبی بگذران،

پاییز داره از راه می رسه و دوست دارم پاییز امسال همه ی غم و غصه هام رو مثل برگ های درخت ها بریزی،

پاییز از فصل های قشنگ تو هست،

با معجزه ات قشنگ ترش بکن،

خدایا خواهش می کنم،

خدایا به من کمک بکن،

الهی آمین،

انشاالله.

 

/ 2 نظر / 7 بازدید
نفس

باسلام مطالبتان عالیه:چقدردردناک است شکستن دلی که راضی به شکستن دل نمی شود وبرای دلتنگی هایش درفراق معشوق،باقلبی باصفا وصمیمی،بسان چشمه ای خروشان ازآب زلال کلمات وواژه ها رابه رشته ی تحریردرمی آوردوبه نثر ونظم می کشد نمی دانم چی بگم فقط میتونم حدس بزنم که یاروامانتدارخوبی برای دلدار نیست برایتان رسیدن به آروزیتان آرزومندم وازته دل دعاگوی تان هستم که کامیاب شوید./