روانشناسی مدرن

همیشه به کسی تکیه کنید که به کسی تکیه نکرده باشد و او کسی نیست غیر از خدا. سخنی از کاترین پاندر

دیری نپایید که به یک آزمایشگاه فیزیولوژی وارد شد که توسط بروک اداره می شد؛ و با خرسندی به مدت شش سال در آن جا کار کرد. تردیدی نیست که در طول این سالیان، کلیات اصلی درباره علوم طبیعی را فرا گرفت. در مدتی که فروید اساساً روی تشریح سیستم مرکزی عصبی کار می کرد، آماده می شد که نخستین آثار خود را انتشار دهد. اما این نکته به روشنی مشهود است که از این مطالعات آزمایشگاهی هزینه
زندگی او به هیچ وجه تأمین نمی شد. به همین روی در سال 1881 تصمیم گرفت که به سراغ مدارک پزشکی اش برود و یک سال بعد بی آن که به راستی تمایل داشته باشد؛ کار خود را در آزمایشگاه بروک رها کرد و در بیمارستان عمومی وین به عنوان پزشک، مشغول کار شد.

آن چه سرانجام این تصمیم را نهایی کرد و موجب تغییر در زندگی اش شد، چیزی فراتر از ملاحظات ضروری خانوادگی و تأمین زندگی بود. او در ژوئن 1882 ، دختری مهربان را به نامزدی برگزید تا با او ازدواج کند و از آن زمان به بعد همه ی کوشش و همت خود را مصروف فراهم آوردن امکانات ازدواج گرداند. مارتا برنایز، نامزد او از یک خانواده سرشناس یهودی در هامبورگ بود و اگر چه برای مدت کوتاهی در وین می زیست، خیلی زود ناگزیر شد به موطن خویش در دوردست های شمال آلمان بازگردد.
در طول چهار سال بعد، تنها در فرصت های کوتاهی توانست با نامزد خویش ملاقات حضوری داشته باشد. دو عاشق رضایت داده بودند که با نامه هایی که تقریباً همه روزه برای یک دیگر می فرستادند، هم چنان دل خوش دارند.

Dr. Mahsa

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/۱٦ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ توسط مهسا نظرات ()


Design By : Pichak